مولف ناشناخته
306
تاريخ شاهى ( فارسى )
( 59 ) - ص 207 ، هرات ، همان هرات و مروست شهر بابك است كه در كتب قديم خرا و مروث نيز ياد شده است . ( 60 ) - ص 208 ، حاون در كتب مسالك به صورت خاون ثبت شده . ( 61 ) - ص 208 ، غورى ، ظاهرا بهجاى گورى ( ؟ ) - گودالى و خندقى . ( 62 ) - ص 209 ، ينجو ، صورت ديگر اينجو ، به معنى ديوانى كردن اموال ، و هم ماليات و خراج . ( 63 ) - ص 209 ، مادون از دهات بردسير است كه طايفه منشتى از آنجاست . ( جغرافى وزيرى ص 136 ) ( 64 ) - ص 210 ، ضمير رحمة اللّه عليها به تركان برميگردد . ( 65 ) - ص 210 ، به راه تيه ، بيابان ؟ شايد هم نيه ؟ باشد براى نهبندان . در مورد اين كلمه رجوع شود به چاپ دوم خاتون هفت قلعه . ( 66 ) - ص 211 ، سه سطر به آخر مانده ، جمله چنين است : صواب نباشد تا كنيت ايشان معلوم نشود . احتمال توان داد به اين صورت بوده است : . . . تا كه نيت ايشان . . . ( 67 ) - ص 212 ، خبق و ببق و سيرج . سيرچ امروز باقى و از دهات معروف خبيص ( شهداد ) است . در معجم البلدان ذكرى از خبق و ببق رفته ، در رسالهء مقامات عرفاى بم كه در قرن دهم تدوين شده گويد : « پيرمحمد . . . ببق و خبيص را به تالان داد و جبال بارز و چند محال ديگر را » ( مقامات سيد طاهر - الدين ص 115 ) . بايد توضيح داد كه نام قديم خبيص عبارت از « هبيج » بوده است . اخيرا به تصور آنكه عربى است آن را به شهداد بدل كردهاند . ببق را ندانستم كجاست . اما خبق را ميتوان گفت كه همان « گوك » ( با فتح گاف بر وزن جور به معنى ظلم ) بوده باشد . امروز اين نام اصيل تاريخى نيز تبديل به گلباف شده است ، به حساب آنكه چندين هزار